سيد محمد كمره اى
337
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
و يك نفر ديگر را ديده ، صحبت نمودند كه امروز صمصام السلطنه سى نفر دمكرات به ناهار ، تا عصر منزل خودش دعوت و نطق نمود كه من نقطه اتكاء در اعمال خودم ندارم و مىخواهم با انگليسىها طرفيت نمايم . اگر شما قول مىدهيد با من همراهى نمائيد من در كابينه بمانم . تمام كه ناهار خورده ، تملقات به واسطه وعده به آنها كه هركدام را به كارى برقرار نمايد نموده ، همه گفتند تا آخرين قطره خون خود جانا و مالا حاضر همراهى هستيم . صمصام از آنها ، و آنها از صمصام عموما تشكر . آزادى حبيب المجاهدين چيزى كه از اين كثافتكارى آنها فايده بخشيده بود توسط حبيب المجاهدين را نموده بودند . صمصام گفته بود قصد خودم را كرده بود . معذلك تلفن به نظميه زده بود و او را آورده مرخص نمودند و قرار شد به او كارى بدهند . بعد ساعت سه من به خانه رسيده با بچهها شام آبگوشت غوره و گوجهفرنگى خورده خوابيديم . [ امور روزانه ] دوشنبه سيزدهم شوال . - صبح از خواب بيدار شده ديدم احمد مشغول آبيارى باغچهها است . من هم قدرى كمك و چايى خورديم . بعد از ساعتى آقا سيد محمد على كه سابق بزاز و حاليه دلال و وكيل عدليه مىشود آمده ، قدرى صحبت و ليكن طرفدار مدرس [ بود ] و تصديق او را در نيات مىنمود . يك رساله صلاح امروزه هم گرفت . بعد از چايى رفته ، من هم مشغول وجين باغچهها بوده ، زن مرحوم پسرخاله با يك باديه بزرگ طمع آمد . چون زنى هست فقط [ طالب ] منافع شخصى ، بدون اينكه آسايش براى غير فراهم نمايد باطنا « ملعون من القى كله على الناس . » در اين ضمن آقاى عين الممالك آمد . صمصام و نطق با مستشار الدوله بنده هم مكمل رفتن مسجد شاه ختم بودم ، در خدمت ايشان رفته ، در بين فرمودند كه مشاور الممالك ديروز در خانه سيد اسد الله خرقانى آمده بود و مىگفت در اين كابينه صمصام كه من و مشار السلطنه استعفا نداده بوديم مستشار الدوله مخالفت و ضديت را با صمصام آغاز نموده بود . يك روز